۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار باغملک » عمومی » گزارش » یادداشت
یادداشت؛ خاطرات زنده یاد نسیم کفاش افغانستانی دهه شصت در باغ‌ملک 

یادداشت؛ خاطرات زنده یاد نسیم کفاش افغانستانی دهه شصت در باغ‌ملک 

نسیم کفاش جزیی از تاریخ باغملک جانکی هست اگر یک تاریخ دانی بخواهد تاریخ اجتماعی این منطقه را بنویسد باید به خدمات نسیم کفاش اشاره داشته باشد

یادداشت؛ خاطرات زنده یاد نسیم کفاش دهه شصت در باغ‌ملک

به قلم، جهانگیر پیروزاده

درود

سالهای دهه شصت و شاید دو و سه سالی از دهه هفتاد یک کفاشی افغانی به نام نسیم در شهر باغملک مشغول کفاشی و دوزندگی کفش بوده اکثریت مردم باغملک او را می شناختند و شاید بیشتر مردم کفش هایشان را جهت دوخت و دوز پیش او بردند محل سکونت ایشان کوچه در نزدیک خیابان طالقانی بوده. او یک زنی اهل ایذه را اختیار کرده بوده و شاید هفت و هشت بچه ی قد و نیم قد داشته است

اما متأسفانه در همین باغملک اقامت داشته که زنش فوت کرده در دهه هفتاد بود که باغملک را ترک کرده و به. افغانستان بازگشته است، اما خبر فوت ایشان را در افغانستان شنیده ام و حتی بچه های او که خورزای مردم ایذه بوده اند بعد از فوت او در افغانستان به ایذه برگشته آند.

از ویژگی های شمایل ایشان، شبیه به مرحوم  محمود بهرامی هنر پیشه سینما و تلویزیون بوده که شباهت بسیار نزدیکی به ایشان داشته است

نسیم کفاش با عزت زبردست عزت علیزاده نیز رفاقتی داشته است و در برهه ای در راه پله ای در میدان مرکزی شهر کفاشی می کرده و زمانی هم در یک مغازه های آقایان نیکویی مستاجر بوده، همیشه وقت به هنگام دوزندگی کفش ها ناس زیر زبانش می گذاشت و به هنگام دوخت و دوز کفش ها ناس می جوید.

با اکثریت مردم باغملک خوش و بش داشته و او یک روابط عمومی و شخصی با مردم داشته است

الان نسیم کفاش جزیی از تاریخ باغملک جانکی هست اگر یک تاریخ دانی بخواهد تاریخ اجتماعی این منطقه را بنویسد باید به خدمات نسیم کفاش اشاره داشته باشد.

از خاطراتی که نقل قول شده است. همانطور که اشاره کردم نسیم کفاش با عزت الله علیزاده /زبردست/ دوستی و رفاقت داشته است

عزت علیزاده نسیم کفاش و دوتا دیگر از افغانی ها را برای درو به روستای دلی ده ملا راه خدا برده است.

این بنده خدا ها ، افغانی ها درو بلد نبودند و گرمای آن موقع هم تحمل درو کردن را نداشتن آنها را در روستا می‌فرستند دنبال گوسفندان و و بجای آنها چوپانان را آورده اند درو کنند یاد و خاطره اش گرامی باد مرد بسیار شریف و دوست داشتنی بود

این خاطره ای هست از نسیم کفاش و دوستی او با عزت زبردست ( عکس برگرفته از هوش مصنوعی)

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*